داستانی کوتاه ولی بسیار آموزنده

راهب و گناه :

دو راهب از میان جنگل میگذشتند که چشمشان به زنی زیبا افتاد که کنار رودخانه ایستاده بود و نمیتوانست از آن عبور کند. به خاطر آنکه سوگند عفت خورده بودند ، راهب جوان تر زن را نادیده گرفت و بدون هیچ کمکی به او از رودخانه عبور کرد. اما راهب پیرتر او را بغل گرفت و از میان رودخانه عبور داد. زن از او تشکر کرد و دو راهب به راه خود ادامه دادند. راهب جوان تر در سکوت مرتبا ً این واقعه را در ذهن خود مرور میکرد: چگونه او میتواند این کار را انجام دهد؟ این را راهب جوان تر با عصبانیت به خود میگفت. آیا سوگند را فراموش کرده است؟ راهب جوان هرچه بیشتر فکر میکرد بیشتر عصبانی میشد و در ذهن خود با این مسأله می جنگید: اگر من چنین کاری را انجام میدادم حتماً توبیخ میشدم ،این برای من غیر قابل هضم است. او به راهب پیر نگاه کرد تا ببیند که از کار خود شرمنده است یا خیر ولی او خیلی راحت و خونسرد به راه خود ادامه میداد. نهایتاً راهب جوان نتوانست بیش از این طاقت بیاورد و از راهب پیر پرسید: چگونه جرات کردی به آن زن نگاه کنی و او را در آغوش بگیری و حمل کنی مگر سوگندمان را فراموش کردی؟

راهب پیر با تعجب به او نگاهی کرد و سپس با مهربانی به او نگریست و گفت: من همان موقع که او را بر زمین گذاشتم دیگر حمل نکردم ولی تو هنوز داری او را حمل میکنی.!!!!!!!

/ 2 نظر / 14 بازدید
دوست شما

دوست داشتن، خيلي آن چيزي نيست كه تو فكر مي‏كني. خيلي اسرارآميز است و خيلي از كساني كه در آن بودند هيچ وقت ندانستند در آنند و خيلي از كساني كه درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند... دوست داشتن، او را با تمام بدي‏هايش، دوست‏ داشتني يافتن است. رابطه است چون چيزها نمي‏توانند با هم در ارتباطي عميق باشند مگر آنكه مثل هم باشند و فقط مثل‏ها مي‏توانند همديگر را دوست داشته باشند.. دوست داشتن كشش روح است نه كشش‏هاي نفس و هوس. كشش قلب است نه كوشش‏هاي پوچ و عبث. دوست داشتن، ديگري را داشتن است بدون زنجير زدن. ديگري را داشتن است در اوج از دست دادن. خوبترين‏ها را براي او خواستن است. حتي اگر خوبترين‏ها، تنها گذاشتن او باشد و حتي اگر واگذاري او به ديگري باشد و حتي اگر مرگ معشوق باشد. دوست داشتن معامله نيست اما در بين مردم جز اين نيست. نديدن و يافتن است. محاسبه نيست. ديوانه‏پنداريست. ندانسته خواستن است. تكيه به صورت نيست اتكاء به سيرت است. حبابي گذرا و زود مرگ نيست كه تو را در بر گيرد و زود هنگام تركت كند، قلب تو است كه تو آنرا در بر گرفته‏اي اما او بر تو است و تو را با خود خواهد برد. دوست داشتن پريدن است آنگاه كه توان پريدن

دوست شما

دوست داشتن، خيلي آن چيزي نيست كه تو فكر مي‏كني. خيلي اسرارآميز است و خيلي از كساني كه در آن بودند هيچ وقت ندانستند در آنند و خيلي از كساني كه درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند... دوست داشتن، او را با تمام بدي‏هايش، دوست‏ داشتني يافتن است. رابطه است چون چيزها نمي‏توانند با هم در ارتباطي عميق باشند مگر آنكه مثل هم باشند و فقط مثل‏ها مي‏توانند همديگر را دوست داشته باشند.. دوست داشتن كشش روح است نه كشش‏هاي نفس و هوس. كشش قلب است نه كوشش‏هاي پوچ و عبث. دوست داشتن، ديگري را داشتن است بدون زنجير زدن. ديگري را داشتن است در اوج از دست دادن. خوبترين‏ها را براي او خواستن است. حتي اگر خوبترين‏ها، تنها گذاشتن او باشد و حتي اگر واگذاري او به ديگري باشد و حتي اگر مرگ معشوق باشد. دوست داشتن معامله نيست اما در بين مردم جز اين نيست. نديدن و يافتن است. محاسبه نيست. ديوانه‏پنداريست. ندانسته خواستن است. تكيه به صورت نيست اتكاء به سيرت است. حبابي گذرا و زود مرگ نيست كه تو را در بر گيرد و زود هنگام تركت كند، قلب تو است كه تو آنرا در بر گرفته‏اي اما او بر تو است و تو را با خود خواهد برد. دوست داشتن پريدن است آنگاه كه توان پريدن